السلمي ( مترجم : حسيني )

31

ذكر النسوه المتعبدات الصوفيات ( نخستين زنان صوفي ) ( عربي ، فارسي )

و گفته‌اند چندان اندوه بر وى غلبه كرد كه از نماز و عبادت بازماند . در خواب كسى به وى آمد و گفت : أذرى جفونك اما كنت شاجية * إن النّياحة قد تشفى الحزينينا جدّى و قومى و صومى الدهر دائبه * فإنّما الذّوب من فعل المطيعينا ( ابن جوزى ، همان ، ج 4 / 34 ) ( جامى ، 1370 ، 616 ) " اگر غمگينى اشك‌هاى خود را بريز كه نوحه و زارى ، اندوهگينان را شفا مىدهد . تلاش كن و بدون خستگى به عبادت بايست و روزگار را به روزه بگذران چرا كه سوز و گداز از اعمال مطيعان است . آنچه از ابيات شعوانه دريافته مىشود بىارزشى دنيا و ما فيها در نظر وى است . او انسان را فريفته‌ى دنيا و مغرور به آن مىداند . دنيايى كه مدّت درنگ انسان در آن اندك است . شعوانه در ابياتش عارفان را به گريه و زارى توصيه مىكند . به‌طور كلى حزن و اندوه و كثرت گريستن ويژگى برجسته او و ساير زنان بصره است . عبادت‌هاى فراوان شبانه و روزه‌هاى روزانه از نظر وى رفتار عاشقان حضرت دوست است . « ريحانه والهه » نيز از متعبدات بصره ( ابلّه ) بود . سلمى و جامى اشاره‌اى به مجنون بودن وى نمىكنند . تنها لقب والهه است كه مىتواند دليلى بر شيدايى وى باشد . اما ابن جوزى در صفة الصفوة و ابو القاسم حسن بن محمد بن حبيب نيشابورى صاحب كتاب عقلاء مجانين نام وى را در گروه « مجانين من النساء » ذكر كرده‌اند . گويند كه اين ابيات را در پيش گريبان خود نوشته بود : أنت أنسى و همتى و سرورى * قد أبى القلب أن يحب سواكا يا عزيزى و همتى و مرادى * طال شوقى متى يكون لقاكا ليس سؤلى منّ الجنان نعيم * غير أنّى أريد أن ألقاكا